کاهش ضایعات ارجح بر افزایش تولید

سالانه به طور متوسط 25 تا 30 درصد محصولات كشاورزي كشور ضايع مي شود؛ ميزاني كه مي توانست غذاي 10 ميليون نفر را تامين كرده و ارز قابل توجهي را در كشور حفظ نمايد. در اين ميان با توجه به منابع توليد محدود در بخش كشاورزي، تقويت صنايع تبديلي و تكميلي، توسعه انبارها و سردخانه ها و استفاده از تكنولوژي هاي نوين فرآوري، حمل و نقل و بسته بندي . . .

سالانه به طور متوسط 25 تا 30 درصد محصولات كشاورزي كشور ضايع مي شود؛ ميزاني كه مي توانست غذاي 10 ميليون نفر را تامين كرده و ارز قابل توجهي را در كشور حفظ نمايد. در اين ميان با توجه به منابع توليد محدود در بخش كشاورزي، تقويت صنايع تبديلي و تكميلي، توسعه انبارها و سردخانه ها و استفاده از تكنولوژي هاي نوين فرآوري، حمل و نقل و بسته بندي مي تواند بدون فشار بيش از حد به منابع توليد، توسعه ي همه جانبه ي بخش كشاورزي را موجب شود.
براساس آخرين آمار، ميزان ضايعات گندم 10 تا 15 درصد، برنج 5/5 درصد، ميوه و تره بار 30 درصد، مركبات 25 درصد، سيب زميني 48 درصد و گل و گياه 30 تا 35 درصد گزارش شده است.

ميوه ها و سبزي ها مزيتي قابل توجه

تحقيقات نشان مي دهد كه بيشترين ميزان درصد ضايعات محصولات كشاورزي مربوط به بخش باغباني است. بيش از يك سوم مركبات توليد شده در استان هاي شمالي كشور بر روي درختان خشكيده و از بين مي رود و دولت در مواردي محدود ناچار است براي آن كه كشاورز بيش از اين متضرر نشود، بخشي از محصول را خريداري نموده و معدوم كند. ميوه ها و سبزي ها به علت دارا بودن مقادير زياد آب، فاسدشدني هستند، كه اين امر لزوم مصرف به موقع پس از برداشت و يا روش هاي نگهداري را يادآوري مي نمايد.
اگر در برداشت و يا آماده سازي و جابه جايي آنها دقت كافي به عمل نيايد، فاسد شده و غيرقابل مصرف خواهند بود. در تمام ميوه ها و سبزي ها و محصولات ريشه اي 65 تا 95 درصد آب وجود دارد و پس از برداشت مي توانند به اعمال حياتي قبل از برداشت نيز ادامه دهند. زماني كه اندوخته هاي غذايي و آبي به پايان برسد، محصولات مرده و فاسد مي شوند. شرايطي از قبيل درجه حرارت بالا، رطوبت اتمسفري پايين و آسيب فيزيكي موجب سرعت فساد طبيعي مي شوند. بي دقتي در جابه جايي محصول باعث ضربه دروني به آن و همچنين شكاف خوردن محصول مي شود. در جمع آوري محصولات به استثناي آن دسته از محصولاتي كه به صورت مكانيزه برداشت مي شوند، در بسياري موارد ديگر شاهد ضايعات بسيار هستيم. در شرايطي كه كشورهاي پيشرفته با شكل دادن به درختان و كنترل مواد بهداشتي، جلوي كمترين ضايعات را مي گيرند و حتي كار را به جايي مي رسانند كه ناخن كارگران جمع آوري محصول را چك مي كنند تا مبادا آسيبي به محصولات برسد.
عدم وجود مراقبت هاي زراعي يا ناقص بودن آنها، عدم وجود مهارت هاي شغلي در كارگران، رعايت نكردن فاصله هاي كاشت و نامناسب بودن ماشين هاي برداشت و فرسودگي آنها، نامناسب بودن شكل و اندازه ي جنس مواد بسته بندي، نبود رعايت نكات فني در نگهداري، طولاني بودن فاصله مراكز توليد تا مراكز مصرف و نگهداري، كندي در حمل و نقل، عدم وجود تسهيلات مناسب در امر تخليه و بارگيري، نگهداري بيش از حد مجاز محصول در انبارها و مصرف نامناسب محصولات از جمله علل عمده در ايجاد ضايعات در ميوه جات مي باشد. ايجاد و گسترش صنايع تبديلي مي تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره بار را بازيابي كند. با ايجاد صنايع تبديلي از قبيل كنسانتره ميوه جات، كمپوت و همچنين نگهداري مناسب در سردخانه ها با استفاده از عمليات صحيح و فني، مي توان اين مقدار ضايعات را كاهش داد و علاوه بر آن قسمتي از محصولات تبديل شده را نيز به خارج صادر كرد و وارد بازارهاي جهاني نمود. در ارتباط با مركبات در كانون هاي توليد، اقداماتي نظير چيدن، شستن، سورتينگ، واكس خوردن، بسته بندي، تعبيه سردخانه ها و انبارهاي فني مناسب انجام شده كه براساس زمان برداشت با همين الگو نگهداري شود و به عنوان يك محصول زنده با بافت سالم تحويل مصرف كنندگان داده شود.
ايران از لحاظ مركبات مقام ششم را در جهان دارد و با افزايش صنايع تبديلي و بسته بندي صحيح، ارزش افزوده مركبات 10 برابر افزايش خواهد يافت. در مورد ميوه ي سيب، با سطح فعلي بهره برداري صنعتي از سيب توليدي كشور و توليد كنسانتره سيب در سال، ايران توانسته است بعد از آمريكا، آلمان و لهستان، از اين نظر در مقام چهارم قرار گيرد و معادل 6 درصد توليد جهاني كنسانتره را به خود اختصاص دهد.

صيفي جات، مشكلات تاريخي

از اقلام عمده صيفي جات، سيب زميني و گوجه فرهنگي مي باشند. در ضايعات 48 درصدي سيب زميني، 10 درصد آن به دليل استفاده از بذر نامرغوب و اكثريت 38 درصدي آن باقي ماندن در مزرعه از هنگام برداشت تا ارسال به بازار (تازه خوري، فرآوري يا نگهداري) صورت مي گيرد.
از علل عمده ايجاد ضايعات در صيفي جات مي توان به نحوه جمع آوري و نامناسب بودن وسايل كيسه گيري و وسايل حمل و نقل، ضايعات ناشي از كمبود سردخانه و انبار فني براي افزايش طول عمر نگهداري، عدم وجود تجهيزات شستشو و ضدعفوني، ضايعات ناشي از فقدان بسته بندي، ضايعات حاصل از بازار فروش به علت نقص سيستم توزيع، ضايعات در صادرات و ضايعات در خريد انبوه آنها و عدم نگهداري مناسب اشاره نمود.
با در نظر گرفتن ضرورت نگهداري بعضي از محصولات مانند سيب زميني و درجه آسيب پذيري آنها، چگونگي دستيابي به توليد نژادهاي مقام را از نظر ساختار ژنتيكي بايد در دستور كار برنامه ريزي پژوهشي قرار داد. ضايعات محصولاتي چون سيب زميني، مركبات و محصولات فسادپذير به شكلي بروز مي كند كه اين خود بيانگر آن است كه در كنار بي برنامگي توليد و نداشتن الگوي كشت، برنامه اي منسجم براي نگهداري و تبديل اين محصولات نبوده و اگر هست چندان قابل توجه نيست كه هزينه و خسارت هنگفتي را روي دست دولت و كشاورزان مي گذارد.
در مورد چغندرقند نيز، ضايعات در هنگام عمليات برداشت محصول، مرحله انبارداري، آماده سازي محصول، عمليات تبديل و فرآوري، عدم آگاهي كافي توليدكنندگان، حمل و نقل و بسته بندي رخ مي دهد. اكثرا محصول جمع آوري شده در مزرعه به دليل كمبود جا و ظرفيت پايين مصرف در كارخانه تحويل گرفته نمي شود و چند روز بيرون از كارخانه مي ماند. با توجه به اينكه چغندرقند پس از برداشت همچنان به تنفس سلولي خود ادامه مي دهد، بدين جهت مقداري از قند ذخيره شده در آن به مصرف فعل و انفعالات تنفسي خودش مي رسد. همچنين در مراحل استخراج قند به دليل فرسودگي و كهنه بودن دستگاه هاي موجود و عدم امكان مصرف و پايين بودن ظرفيت حتي در مراحل ابتدايي كار، مقدار بسيار زيادي ضايعات داشته كه در صورت افزايش ظرفيت كارخانجات از آن جلوگيري خواهد شد. از طرف ديگر بعضي از واحدهاي كارخانجات قند كشور فاقد دستگاه قندگيري از ملاس مي باشند.

غلات، استراتژيك و حياتي

غلات مهمترين منبع غذايي براي انسان است كه 65 تا 70 درصد پروتئين مورد نياز افراد كشور را تامين مي كند. در بين غلات، گندم جايگاه ويژه اي دارد. عواملي نظير جانوران، خسارت ناشي از سن كه در سال هاي طغياني ممكن است به 40 تا 80 درصد محصول برسد، فرسودگي ماشين آلات كشاورزي بخصوص كمباين ها، ريزش به هنگام برداشت، حمل و نقل، عدم ظرفيت مناسب انبارها، ضايعه در هنگام سبوس گيري گندم، فاصله زياد سيلوها از محل برداشت، ناقص بودن سيستم بوجاري در سيلوها، سيلو كردن گندم بدون برنامه ريزي و به صورت يك دست و عدم فرصت كافي از زمان برداشت محصول گندم تا آرد شدن آن در ايجاد ضايعات غلات نقش به سزايي دارند. تقريبا يك سوم نان به صورت ضايعات غيرقابل مصرف درآمده و دور ريخته مي شود. ميزان پروتئين گندم تاثير مستقيمي بر كيفيت نان گذاشته و افزايش پروتئين گندم مي تواند ضايعات نان را به حداقل برساند. پروتئين گلوتن گندم با چشم انسان ديده نمي شود، اما لزوما وجود آن به اندازه كافي در نان مشهود است. از ضايعات موجود نان در حال حاضر مي توان به خمير بودن كناره آن و ترد و شكننده بودن قسمت مياني نان اشاره كرد. بخش عمده اي از اين ضايعات به دليل كيفيت نامناسب پروتئين گندم خريداري شده است. گندمي كه براي توليد نان مورد استفاده قرار مي گيرد، بايد داراي ميزان گلوتن مناسبي باشد.
از طرف ديگر نداشتن تخصص و تجربه كارگران نانوايي بخصوص شاطر، عدم نظارت دقيق در كار نانوايي ها، سرعت در پخت، عدم تشويق و تنبيه مناسب از سوي مسوولين، نداشتن دستگاه هاي پخت مكانيزه و كارآمد هم در افزايش ضايعات نان موثر است. آردي هم كه براي پختن نان، يا موارد كاربردي ديگر نظير ماكاروني و يا شيريني استفاده مي شود، دستخوش ضايعاتي از قبيل امراض، صدمه ديدن دانه هاي گندم، حشرات، جوندگان، كنه ها، شن و ريگ، بذور علف هاي هرز، حمل و نقل، عدم نگهداري آرد حداقل به مدت 15 روز بعد از توليد است.
با كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي مانند نان، مي توان از ضايعات بيش از حد آن جلوگيري كرد. عده اي از كارشناسان با حذف يارانه به دليل فشار بر قدرت خريد اقشار كم درآمد مخالفند؛ ولي كارشناسان موافق حذف سوبسيد، معتقدند با پرداخت هاي جبراني به مصرف كنندگان با درآمد پايين، مي توان از كاهش خريد جلوگيري نمود. يعني با تعيين دهك هاي درآمدي و شرايط پرداخت انتقالي مي توان رضايت شهروندان را به دست آورد. لذا يارانه عمومي بايد حذف گردد و يارانه تنها شامل قشر خاصي باشد.

برنج، درگير كشت و فرآوري سنتي

برنج دومين محصول استراتژيك كشاورزي جهان پس از گندم محسوب مي شود كه با توجه به مشقات فراوان توليد به دليل كشت، برداشت و فرآوري عموما سنتي، از ضايعات فراواني برخوردار است. اين محصول در عمليات قبل از تبديل و هنگام تبديل دچار ضايعات مي شود. مقدار زياد بذر مصرفي در خزانه، نوع رقم، شرايط آب و هوايي و تنش هاي محيطي، ميزان رطوبت شالي در مرحله برداشت، خيس شدن مجدد شالي در اثر بارندگي هاي بعد از برداشت، انواع روش خرمنكوبي و شرايط انبارداري و همچنين در مرحله خشك كردن شالي در كارخانجات شاليكوبي مشكلاتي وجود دارد كه از آن جمله مي توان به عدم رعايت مدت زمان مناسب حرارت دهي شالي، نامناسب بودن سيستم خشك كن، نامناسب بودن درجه حرارت، نداشتن رطوبت سنج در خشك كن ها، نداشتن همزن در خشك كن، فقدان ژنراتور مخصوص جهت خاموشي برق، ظرفيت نامناسب خشك كن ها و اختلاط واريته هاي مختلف و همزمان خشك نمودن آنها اشاره كرد.

خشكبار، توسعه اقتصاد غيرنفتي

بسياري از محصولات كشاورزي به صورت خشكبار به بازار عرضه مي شوند كه در اين ميان محصولي نظير پسته با بيش از 500 ميليون دلار ارزآوري، نقش عمده اي در توسعه اقتصاد غيرنفتي دارد. چون اين محصولات را نمي توان به صورت تازه براي مدت زيادي نگهداري كرد، بنابراين به روش هاي مختلف به كشمش، برگه زردآلو، قيسي و هلو و غيره تبديل مي شوند تا بتوانند براي مدت طولاني نگهداري و به مصرف برسند.
اين ضايعات به دليل عدم آگاهي كافي برخي از توليدكنندگان و پايين بودن كيفيت توليد خشكبار است. به جهت عدم رعايت نكات ساده و ناآگاهي اين عده، ممكن است فرآورده هاي ايران جاي خود را در بازارهاي جهاني از دست بدهد.
گفتني است مفهوم در دسترس قرار داشتن غذاي كافي و سالم امري است كه با افزايش ضايعات محصولات كشاورزي با تهديدي جدي مواجه است.
در حدود 25 تا 30 درصد مردم كشور ما از نظر مصرف انرژي و پروتئين، آسيب پذير هستند. با توجه به اينكه ميزان انرژي توليد شده ي محصولات كشاورزي در كشور فراتر از نياز فيزيولوژيكي افراد جامعه است، و با توجه به ظرفيت هاي موجود، در صورت طراحي برنامه هاي جلوگيري از ضايعات و پيش بيني روند افزايش جمعيت در درازمدت، مي توان اميدوار بود كه كشور توان جوابگويي به نيازهاي غذايي محصولات استراتژيكي را از طريق توليد داخلي دارد. سياست رسيدن به خودكفايي نسبي در راستاي تدابير افزايش توليد، در برخورد با مساله ضايعات و چگونگي كاهش آن مورد توجه قرار گيرد.
با توجه به اينكه هم اكنون در خرما و پسته مقام اول، در كشمش مقام سوم و همچنين در زمينه هاي زراعي و باغي مي توانيم حرف اول را بزنيم، اگر روي صنايع بسته بندي و صادراتي بيشتر كار شود، از لحاظ كشاورزي مي توانيم جايگاه مطمئني در دنيا داشته باشيم.
دولت بايد سازمان هايي را كه وظيفه ي آنها كنترل كيفي محصولات و نظارت بر استاندارد بودن محصول، نظارت بر انبارها و سردخانه ها، تعمير و نگهداري جاده و نظارت بر توليد ماشين آلات است، و همچنين سازمان هاي توليدي و بازاريابي را موظف نمايد كه استانداردهاي در نظر گرفته شده جهت كاهش ضايعات را رعايت نمايند و در غير اين صورت از فعاليت هاي آنها جلوگيري كند.
در صورت سياست گذاري و برنامه ريزي صحيح و سرمايه گذاري نه چندان زياد در صنايع وابسته به كشاورزي، در مقايسه با رقم بالاي ضايعات در شكر توسط بخش خصوصي، تعاوني هاي توليد و استفاده از سرمايه گذاري خارجي، نه تنها مي توان اين ضايعات را به حداقل رساند، بلكه با صرفه جويي هاي ارزي ناشي از بي نيازي به واردات مواد غذايي، مي توان با صدور مازاد محصولات توليد شده به خارج و استحصال ارز، زمينه هاي شكوفايي بخش كشاورزي، رونق اقتصادي و اشتغال بيشتر را فراهم كرد.
البته اين مهم با كلي گويي درباره مشكل ضايعات ميسر نمي شود و لازمه ي آن انجام تحقيقات و بررسي هاي تخصصي و ارايه ي نتايج و تجربه و تحليل علمي آنهاست تا بتوان با بهره گيري از اطلاعات واقعي، صحيح و دقيق، ابعاد و زواياي مشكل را شناخت و براي كنترل آنها برنامه ريزي كرد.
و كلام آخر اينكه با تحول در افكار مديران، اين موضوع بايستي در راس مديريت ها و تصميم گيري ها قرار گيرد و از سوي ديگر فرهنگ مصرف مردم با صرفه جويي و استفاده ي درست و بهينه از فرآورده ها و محصولات كشاورزي عجين شود.
تا زماني كه در ذهن مسوولان كشور، صنايعي مانند خودروسازي داراي مزيت نسبي باشد، در بخش كشاورزي ايران تحولي ايجاد نخواهد شد. در حالي كه اتكا به پتانسيل هاي موجود در بخش كشاورزي بعد از نفت مي تواند نجات دهنده ي اقتصاد كشور باشد.

منبع:مجله دام ، کشت و صنعت شماره 108


تصاویر این صفحه
تنظیمات

یادداشت کاربران

درج یک یادداشت :

نام کاربری :
پست الکترونیکی :
وب :
یادداشت :
کد امنیتی :
2 + 6 = ?